بررسی سماع در اشعار مولوی

فصل چهارم : بررسی سماع در اشعار مولوی

مثنوی گاه لطف بیان مجالس وعظ و گاه شور و حال مجالس سماع را در ابیات خود منعکس می کند. چنان که غزلیات دیوان کبیر هم علاوه بر شور و هیجانی که در آن ها هست و جو روحی مجالس سماع وی را منعکس می کند، گه گاه متضمن نکات قرانی و عرفانی یا تمثیلات و حکایات راجع به انبیاءو اولیاء نیز هست.

شمس مولانای نو را به سماع فرا می خواند، نزد مولانای پس از شمس موسیقی جایگاه ویژه ای پیدا می کند. اتفاقی نیست که روح پرفتوح مولانا که همیشه با هنر و زیبایی همراه بوده، منشا و سرچشمه سنت های مختلف موسیقی شده باشد از جمله موسیقی طریقه مولویه در عثمانی و بسیاری از سبک های دیگر مانند هندوستان می توان اشاره کرد که هر کدام سبکی خاص، برای نزدیک تر شدن به قلب و درون مولانا است.
در شعر مولانا ضرب آهنگ و سماع چنان به هم آمیخته اند که تفکیک پذیر نیستند. وقتی انسان به شعرهای مولانا به ویژه تغزل های او گوش فرا می دهد، اغلب بر آن می شود تا آن را بر پایه ضرب تنبورها و طبل ها تقطیع کند؛ زیرا وزن شعر فارسی گاهی در دهان تغییر می کند.
در این مقاله ضمن نگاه کوتاهی به تاریخچه سماع در خانقاه ها، به بررسی سماع در اشعار مولانا جلال الدین محمد بلخی پرداخته شده است.
کلید واژه: سماع، شعر، موسیقی، مولوی
مقدمه
سماع به فتح سین، واژه ای عربی و از نظر علم صرف و اشتقاق، مصدر است و معانی گوناگونی دارد از جمله شنوایی، شنیدن، شنودن، شنیدن و گوش فرا داشتن، هر آواز که شنیدن آن خوش آید، رقص، دست افشاندن و پای کوفتن، وجد و حالت مشایخ، وجد و سرور و پای کوبی و دست افشانی صوفیان منفرداً یا جمعاً با آداب و تشریفاتی خاص و در اصطلاح تصوف و عرفان، آوازی است که حال شنونده را منقلب گرداند.
«واژه سماع در ادبیات منظوم فارسی، گاه به معنای آوازی که شنیدن آن خوش آید، به کار رفته است: 
با سماعی که از حلاوت بود 
مرغ را پای دام و دل را دام(فرخی)
به سماعی که بدیع است گوش بنه 
به نبیذی که لطیف است کنون دست بیاز( منوچهری)
گاهی به معنی وجد و حالت مشایخ تصوف و سرور و پای کوبی و دست افشانی صوفیان به کار رفته است:
کاربرد سماع در وجد و حالت صوفیان:
در حلقه سماع که دریای حالت است 
بر آتش سماع، دلی بی قرار کو( عطار )
کاربرد تعبیر « در سماع آمدن» به معنای رقص و پایکوبی: 
بیار ساقی بگوی ای کودک مطرب 
که صوفی در سماع آمد دوتایی کرد و یکتایی(سعدی)
کاربرد سماع در معنی وجد و رقص:
پیش از آن کز پر نشاند مرغ صبح آید به رقص 
بر سماع بلبلان عشق جان افشانده اند.
(خاقانی ) ـ (دهخدا،1339، ج27: 618)
« این واژه مجاز به معانی مختلفی از قبیل رقص، نغمه، وجد و حال و مجلس انس و گفتن و شنیدن ترانه، همچنین به معنی ضیافت های نیمه دینی و برنامه ترانه خوانی در آن مهمانی ها به کار رفته است. » (یازیجی، 1354: 45)
یکی از برنامه های عملی مسلک تصوف، موضوع سماع و اجرای آن بود، صوفیان که غالباً افرادی حساس بودند، شعر و موسیقی را که در انسان تاثیر فراوان دارد، جزء برنامه سیرو سلوک قرار داده و به صورت گروهی در خانقاه ها و یا جاهای دیگر به سماع می پرداختند و برای آنکه جنبه تصنعی و انگیزه مادی را از آن نفی کنند، می گفتند که «سماع عبارت است از یک حالت جذبه و اشراق و بیخودی که سالک را در ان اختیاری نیست و به عبارتی دیگر، سماع واردی از حق است که دل ها به آن برانگیخته شده و بر طلب حق، حریص می گردد.» (عثمانی، 1345: 601)
مولانا در مثنوی و غزلیاتش شور و حال دنیای بیرونی خود و زندگی فردی و درونی خود را به تصویر می کشد و از این طریق سماع درونی خود را به گونه ای زیبا به نمایش گذاشته است.
«جای تعجب نیست که مثنوی، گاه لطف بیان مجالس وعظ و گاه شور و حال مجالس سماع را در ابیات خود منعکس می کند. چنان که غزلیات دیوان کبیر هم علاوه بر شور و هیجانی که در آن هاست و جو روحی سماع وی را منعکس می کند، گه گاه متضمن نکات قرانی و عرفانی یا تمثیلات و حکایات راجع به انبیاء و اولیاء هم هست. پیداست که نمی توان انتظار داشت، مولانا در مثنوی و غزلیاتش احوال و تجارب زندگی عادی هرروزینه خود را منعکس ننماید و دنیای رؤیاهای شاعرانه اش با دنیای واقعیت های تجربیش هیچ گونه اتصالی نداشته باشد.» ( زرین کوب، 1386: 127)
مولانا در مراد خود که بارها و بارها از او در مثنوی و جذبه و شور حالش سخن گفته است، فانی شده است و آنچه به عنوان شعر در آثارش می توان دید جز این شور درونی چیز دیگری نیست.
گستره سماع
اختلاف نظری که در مورد سماع وجود دارد ناشی از برداشتی است که از این مقوله عرفانی می شود، مشایخ گاه آن را برتری داده اند بر دیگر حواس ظاهری و گاه آن را جزء حواس باطنی و درونی، به حساب می آورند. 
«همچنان که هجویری در بحث سماع از معنای عام آن و حواس پنجگانه ظاهری و حواس پنجگانه باطنی و نقش سماع در میان حواس پنجگانه سخن به میان آورده و آن را بر دیگر حواس برتری داده و منکر سماع را به کلی منکر احکام شریعت به شمار آورده.» (رک. هجویری، 1376: 508-509)
جلال الدین محمد بلخی در مورد سماع می گوید: « چون مشاهده کردیم که به هیچ نوع به طریق حق حایل نبودند و از اسرار الهی محروم می ماندند، به طریق لطافت سماع و شعر موزون که طباع مردم را موافق افتاده است، آن معانی را در خورد ایشان دادیم.» ( مولوی، 1330: 289)
عبدالرحمن بدوی درباره سماع می نویسد: « نخستین حلقه سماع را علی تنوخی، یکی از یاران سری سقطی متوفی 253 هجری در بغداد بر پا کرد.» ( کیانی، 1380: 480)
رویم بن احمد 303 ه. در مورد مجلس سماع صوفیان، می گوید: «پیران را در سماع دیدم مانند رمه ای از گوسفندان که گرگ اندر ایشان افتد.» ( عثمانی، 1345: 614)
« به طور کلی صوفیه در باب سماع، آراء مختلف دارند. جمعی با آن مخالفند و جمعی موافقند. مولانا از موافقان رقص و سماع است. موافقان سماع در اهمیت آن می گویند: سماع، سبب جمعیت حال سالکان است.»( زمانی، 1382: 437 )
مجلس سماع
صوفیه در نیمه دوم قرن سوم هجری، نخستین خانه سماع در بغداد را پایه گذاری کردند، اما به زودی مورد اعتراض مسلمانان قرار گرفت، مسلمانان متعصبی که مخالف جذبه و وجد بودند که از جمله آن ها فرقه صحو بود.
« مجلس سماع، در آغاز عبارت بود از یک محفل شعر خوانی که به وسیله خواننده ای خوش آواز اجرا می شد و صوفیان با حالت و زمینه ای که داشتند، تحت تأثیرصوت خوش و معنی کلام قرار گرفته و حالی پیدا می کردند و به پایکوبی می پرداختند، پس از آن رفته رفته، برای تحریک و تأثیر بیشتر، از نی و دف نیز استفاده کردند.
اثر کلام و موسیقی و پرداختن به رقص و تاثیر حالات افراد بر یکدیگر در جریان سماع، موجی پدید می آورد که هر فرد بی تفاوتی را جذب کرده و همراه خود به اوج تخیل عرفانی می کشید.
مقاومت در برابر آن موج قوی، بی فایده و غیرعملی بود، جذبه و کشش آن چنان نیرومند بود که بیننده و شنونده بی اختیار جذب می شد و در یک حالت خلسه، بیرون از تعلقات مادی به دنیایی روحانی فرو می رفت که دارای حالت و کیفیت مخصوصی بود. این مجالس سماع به سبب علاقه صوفیان پیوسته تشکیل می شد و در همه جا رواج داشت و شهرت آن به همه جا رسیده بود.» ( کیانی، 1380: 430 ـ 431)
در هیچ فرقه ای مانند فرقه مولوییه، سماع اینگونه سازماندهی شده و با نظم انجام نمی شد، آنقدر با نظم و دقیق که جایی برای حرکات مجذوبانه نمی گذاشت.
مقام مرکزی و اصلی در سماع فرقه مولوییه، درک کردن و فهمیدن است، به این دلیل که شعر های مولانا، عمدتاً از ضرب های موسیقی و چرخان سماع به وجود آمده است.
مجلس سماع آداب و رسوم خاص خود را دارد و معمولاً از ورود افرادی که شرایط سماع را رعایت نمی کنند، جلوگیری می شود.
مولانا به سماع سخت علاقه مند بود و در هر زمان و مکانی سماع برپا می کرد.«آورده اند که مولانا روزی از حوالی بازار زرکوبان می گذشت که صدای ضربات چکش زرکوبان را شنید و شوری عجیب بر او غالب شد و ناگاه به چرخ در آمد، صلاح الدین زرکوب به شاگردان دکانش اشارت کرد که لحظه ای ایست نکنند و دست از ضرب برندارند تا مولانا خود، از سماع فارغ شود. گفته اند که مولانا از وقت ظهر تا نماز عصر متصلاً در سماع بود.» ( افلاکی، 1374،ج 1: 429)
و در این جاست که این غزل را می سراید:
یکی گنجی پدید آمد، در آن دکان زرکوبی 
زهی صورت! زهی معنی! زهی خوبی! زهی خوبی
زهی بازار زرکوبان، زهی اسرار یعقوبان 
که جان یوسف از عشقش برآرد شور یعقوبی
زعشق او دو صد لیلی، چو مجنون بند می درد 
کزین آتش زبون آید، صبوری های ایوبی 
شده زرکوب و حق ماندهف تنش چون زر ورق مانده 
جواهر بر طبق مانده، چو زرکوبی کروبی
بیا بنواز عاشق را، که تو جانی حقایق را 
بزن گردن منافق را، اگر از وی بیاشوبی
( مولوی، 1348: 475)
همه چیز مولانای دلتنگ را به وجد وامی دارد و همه چیز برای او یادآور شمس می شود:
بیا بیا که تویی جان جان سماع 
بیا که سرو روانی به بوستان سماع 
بیا که چون تو نبودست و هم نخواهد بود 
بیا که چون تو ندیدست دیدگان سماع
بیا که چشمه خورشید زیر سایه تست 
هزار زهره تو داری برآسمان سماع
سماع شکر تو گوید، به صد زبان فصیح 
یکی دو نکته بگویم من از زبان سماع
برون زهر دو جهانی چو در سماع آیی 
برون زهر دو جهان است این جهان سماع
بیا که صورت عشق است شمس تبریزی 
که بازماند ز عشق لبش دهان سماع.
(مولوی، 1346: 527)
«همچنان کمال کرم و وفور حلم و شیم ایشان به غایتی بود که روزی در سماع گرم شده بود و مستغرق دیدار یار گشته، حالت ها می کرد، ناگاه مستی به سماع درآمده، شورها می کرد و خود رابی خودوار به حضرت مولانا می زد، یاران عزیز او را رنجانیدند، فرمود که شراب او خورده است، بدمستی شما می کنید؟ گفتند: ترساست. گفت: او ترساست، شما که ترسا نیستید. سرنهاده مستغفر شدند.» 

/ 2 نظر / 691 بازدید
نمايشگاه هاست www.hostexhibition.com

با سلام به شما دوست عزيز : از سايت من ديدن کنيد براي شما يک پيشنهاد خوب دارم تبديل و بلاگ شما به سايت دائمي هاستينگ رايگان هديه ما به شما با من در تماس باشين يا هو اي دي host_iran با تشکر[گل] [گل]

غزل

سلام خوبي؟ چند روز پيش يکي از دوستانم سايت زير رو بهم معرفي کرد که باهاش تبادل لينک کنم من فکر کردم تاثيري نداره ، ولي بعد از اين که وبلاگم رو تو اين سايت و سايت هاي شبيهش لينک کردم هر روز بازديد وبلاگم زياد ميشه. خواستم اين سايت رو به تو هم معرفي کنم . حتما تبادل لينک کن چون لذت وبلاگ نويسي تو آمار بالاست.منتظرم.مرسي. http://tabadolelinks.ir